مدیر یا متخصص؟
روزی که گوگل فهمید بهترین مدیران الزاماً بهترین متخصصان نیستند.
در سال ۲۰۰۸ گوگل پروژهای پژوهشی به نام «اکسیژن» را آغاز کرد. مدیران شرکت یک سؤال ساده اما مهم داشتند: چه چیزی یک مدیر را به مدیر خوب تبدیل میکند؟����️به جای تکیه بر شهود و تجربه، گوگل دادههای هزاران ارزیابی عملکرد، نظرسنجی کارکنان و نتایج تیمها را بررسی کرد. بسیاری تصور میکردند مدیران موفق کسانی هستند که از همه باهوشترند یا بیشترین دانش فنی را دارند. اما یافتهها چیز دیگری نشان داد.����️گوگل دریافت که مهمترین ویژگی مدیران برتر، مربیگری کارکنان، گوش دادن مؤثر، حمایت از رشد افراد و ایجاد فضای اعتماد است. حتی مهارتهای ارتباطی و توانمندسازی کارکنان در بسیاری از موارد از تخصص فنی اهمیت بیشتری داشت.����️این یافتهها برای گوگل آنقدر مهم بود که برنامههای آموزشی مدیران را بازطراحی کرد. از آن پس، مدیران نه فقط بر اساس دانش فنی، بلکه بر اساس توانایی توسعه دیگران ارزیابی میشدند.����️نتیجه چه بود؟ تیمهایی که مدیران آنها در این مهارتها قویتر بودند، رضایت شغلی بالاتر، ترک خدمت کمتر و عملکرد بهتری نشان دادند.����️️نکته جالب این تجربه آن است که بسیاری از سازمانها هنوز افراد را به دلیل موفقیت فردی ارتقا میدهند. بهترین فروشنده را مدیر فروش میکنند یا بهترین کارشناس فنی را مدیر فنی. اما گوگل نشان داد مهارت انجام کار با مهارت مدیریت دیگران یکسان نیست.����️گاهی بزرگترین اشتباه سازمانها این است که یک متخصص عالی را به یک مدیر ضعیف تبدیل میکنند. تجربه گوگل یادآوری میکند که مدیریت یک حرفه مستقل است؛ حرفهای که بیش از هر چیز به توانایی رشد دادن دیگران وابسته است.
کامنت